اتفاقات نادر زندگی ما

دیگر تمام احساساتم را کنار گذاشته بودم و به این فکر می کردم که در فروشگاه اینترنتی ساعت مشغول باشم تا همه چیز را فراموش کنم. کمتر اتفاق می افتاد که با دوستانم بیرون برم و بیشتر وقتم را صرف فروش ساعت می کردم. این یک شغل نبود راهی بود برا ی فرار از روزهایی که من را یاد خاطرات بدی می انداخت.

Leave a comment ?

۰ Comments.

Leave a Comment


NOTE - You can use these HTML tags and attributes:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>